الشيخ السبحاني
60
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)
بىفايدهاى تلقى مىشوند و انسان در نگاه اوّليه ، فايدهاى براى بلاها و مصايب تصور نمىكند ، چنين به نظر مىرسد كه اين نوع پديدهها ، منافى با حكيم بودن خالق جهان است . از آنجا كه شرور و آفات ، ضربهاى بر نظام احسن مىزنند ، بهناچار تضادى با عنايت الهى پيدا مىكنند كه ايجاب مىنمايد هر پديدهاى عين خير و كمال گردد . از طرف ديگر ، چون آفات و بلاها سدّ راه تكامل موجودات جهانند ، زيرا سرما و گرماى خارج از اندازه و همچنين سيل و زلزله ، مايهء خشكيدن درختان و مرگومير انسانهاست ، از اين جهت مىتوان آن را اشكالى بر اصل « علت غايى » دانست ؛ نتيجه اينكه دانشمندان الهى ، مسألهء شرور را به يك مناسبت در باب يگانگى خداوند و به چهار مناسبت در بخش صفات او مورد بحث و بررسى قرار دادهاند . آنچه كه اينك به مناسبت آيهء مورد بحث ( خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ) مطرح است ، همان توجيه و تفسير شرور از ديدگاه توحيدى است و بحث در جهات ديگر از هدف اين مقاله بيرون مىباشد و در فرصت ديگر دربارهء آنها گفتگو خواهيم كرد . در تحليلى كه در مباحث گذشته از شرور به عمل آمد ، نخستين پاسخى كه دانشمندان به استدلال « ثنوى » ها داده بودند ، به طور مبسوط بيان و روشن گرديد كه بدى و زشتى ، امرى عدمى است و امور عدمى كه يك نوع فقدان است ، نيازى به خالق و آفريدگار